به تارنمای سازمان انرژی های تجدیدپذیر و بهره وری انرژی برق خوش آمدید.

زمان ماند
مهم‌ترین عامل در هاضم بی‌هوازی این است که باکتری‌ها زمان کافی برای تکثیر و تجزیه مواد جامد فرار را در اختیار داشته باشند. در سیستم‌های هضم بی‌هوازی زمان ماند به صورت زمان ماند مواد جامد (SRT) و زمان ماند هیدرولیکی (HRT)تعریف میشود که بنا به نوع هاضم می تواند برابر هم یا متفاوت باشد. سه واکنش سیستم هضم بی‌هوازی به‌طور مستقیم به این پارامتر مرتبط است. با افزایش زمان ماند میزان توسعه واکنش‌ها زیاد می‌شود و با کاهش آن، غلظت اجزای آلی تجزیه نشده در خروجی به‌تدریج زیاد می‌شود.

دما
دما اثر مهمی در نرخ رشد باکتری‌ها و عمل هضم بی‎هوازی دارد. دمای هضم در بازه 60-10 درجه سانتیگراد تعیین میگردد که افزایش آن تا حد معین اثر مثبت در عملکرد فرآیند و تولید بیوگاز دارد. در این بازه دمایی سه محدوده 15، 35 و 55 درجه سانتیگراد به ترتیب هضم دما پایین (سرمادوست) هضم دما متوسط و هضم دما بالا (گرمادوست) اطلاق می گردد. از آنجایی که تامین این دما بالاخص در مقیاس های بزرگ مصرف انرژی زیادی دارد، بیشتر هاضم‌ها در بازه دمایی 35 درجه کار می‌کنند. اما دربرخی موارد که بیوگاز تولیدی در محل و با استفاده از سیستمهای CHP به الکتریسیته تبدیل میگردد، گرمای حاصله برای گرمایش هاضم ها مورد استفاده قرار گرفته و هضم دما بالا نیز صورت می گیرد.
علاوه بر دمای کارکرد هاضم، پایداری دمای بهره‌برداری در هاضم نیز بسیار مهم است. نوسانات مکرر و شدید دما روی باکتری‌ها به‌ویژه متان سازها اثر گذاشته و موجب نابودی این میکرواورگانیسم ها می‌گردد.

PH یا اسیدیته
باکتری‌های متان ساز به‌شدت به PH حساس‌اند. PH بهینه برای متان سازها حدود 6.8 تا 7.2 است. اسیدهای تولیدشده در فاز اسیدسازی PH را کاهش می‌دهند. متان سازها با تولید قلیاییت به‌صورت دی‌اکسید کربن، آمونیاک و بی‌کربنات با این کاهش مقابله می‌کند. در صورتی که شرایط هاضم نامتعادل شده و سرعت فعالیت اسیدسازها بیشتر از متان سازها گردد، به مرور سیستم به سمت اسیدی شدن پیش رفته و متان سازها از بین می روند. با بروز این حالت عمل هضم کاملا متوقف می شود. لذا می باید به روش های مختلف مانع از اسیدی شدن هاضم شد.

مواد سمی
بسیاری از مواد برای باکتری‌ها سمی‌اند و وجود میزان مشخصی از آنها منجر به مرگ باکتری های بی-هوازی می شود. از آن میان فلزات سنگین، کاتیون فلزات سبک، آمونیاک، سولفیدها و برخی مواد معدنی اهمیت بالایی دارند.

حضور مواد مغذی
کربن برای تأمین انرژی و تولید متان و نیتروژن برای ترمیم ساختمان سلولی باکتری ها مورد استفاده قرار میگیرد. وقتی نسبت کربن به نیتروژن زیاد باشد، نیتروژن زودتر از کربن تمام شده و کربن باقیمانده باعث اسیدی شدن محیط و از بین رفتن باکتری های متان‌زا گشته و تولید متان مختل می‌گردد. بالعکس وقتی نسبت فوق کم شود نیتروژن به صورت گاز آمونیاک از محیط خارج شده و تولید گاز متان به علت عدم وجود کربن کافی متوقف می‌گردد. حضور مقدار مناسب از موارد در خصوص فسفر، سولفور، منیزیم، سدیم، منگنز، کبالت، آهن، روی و ... نیز صادق است. نسبت کربن به نیتروژن باید کمتر از 43 و کربن به فسفر باید کمتر از 187 باشد.

نوع و غلظت مواد
طیف وسیعی از منابع زیست توده برای تولید بیوگاز در هاضم ها بکار می روند. مسلما ساختار آلی فضولات گاوی با ضایعات کارخانه قند و شکر و فاضلاب شهری بسیار متفاوت است. بر این اساس برای هضم انواع منابع آلی از هاضم هایی با طراحی های مختلف استفاده می گردد.
از طرف دیگر بخش قابل توجهی از تمامی مواد فسادپذیر را آب تشکیل داده است. بر این اساس مواد آلی غلظت های متفاوتی از مواد جامد رادارا هستند. به عنوان مثال تنها 20 درصداز فضولات تازه گاو مواد جامد بوده و حدود 80 درصد آن آب میباشد. آنچه در فرایند هضم بی هوازی تولید بیوگاز می نماید مواد جامد است، لذا غلظت مواد در هاضم تعیین کننده میزان بیوگاز تولیدی خواهد بود. باتوجه به طراحی هاضم های مختلف، غلظت مناسب مواد ورودی به آن متفاوت است. برخی از هاضم ها برای عملکرد بهینه نیاز به رقیق بودن مواد ورودی دارند وبرخی دیگر توان کار در غلظتهای بالا را دارا میباشند.